تبليغاتX
صبر



                 صبر

                                                شاید نام اینجا را باید مصائب علی (ع ) گذاشت
گوشه کوچکی از معجزات علمی قرآن

سوگند به آسمان و کوبنده شب ! و تو نمی دانی کوبنده شب چیست . همان ستاره ثاقب است . ( سوره طارق )


توضیح 1 : در عربی " ثقب " به معنای چاله و " ثاقب " به معنای چیزی است که چاله را ایجاد می کند . نسبیت عام پیشبینی می کند که سیاهچاله ها از ستاره های نوترونی به وجود می آیند . ستاره های نوترونی اکثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی ( پالس ها ) رصد می شوند . امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد که انگار کسی به جایی می کوبد ! ( ستاره کوبنده )
 
توضیح 2 : سیاهچاله ناحیه ای در فضاست که تجمع جرم در آن ، آنقدر زیاد است که اشیاء نزدیک به آن ، حتی یک پرتوی ضعیف نور ، هیچ راهی برای گریز از کشش گرانشی آن ندارد و به شدت به داخل آن کشیده می شود .
هرماده و انرژی که از مرز سیاهچاله بگذرد ، هرگز نمی تواند از آن خارج شود و هیچ ناظری در بیرون سیاهچاله نمی تواند داخل آن را ببیند . این ناحیه از فضا هیچگاه قابل مشاهده نخواهد بود .

برگرفته از کتاب ( اسرار سیاهچاله ها )

توضیح 3 : این یک پست استثنا بود .

درگذشت دکتر شریعتی رو تسلیت می گم

 


   لینک به مطلب نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 10:47  توسط قاصدک 


خطبه اول بطور کامل

سپاس آن خدایی را که هیچ سخنوری از عهده ستایش او برنمی آید و هیچ کس قدرت محاسبه نعمت هایش را ندارد و هیچ بنده ای توان ادای حق او را ندارد . سپاس آن خدایی را که درک حقیقت ذات او و توان توصیف صفات او از عهده هیچ متفکری برنمی آید . آن خدایی که مخلوقات را آفرید و با رحمتش باد ها را وسیله حرکت ابر ها قرار داد و تکان های زمین را توسط کوه ها که چون میخ بر آن فرو رفته اند ، مهار کرد .
لازمه معتقد شدن به دین شناختن خداست و لازمه کمال این شناخت ، تصدیق وجود خداست و لازمه تصدیق خدا ، یگانه دانستن اوست و این لوازم و اعتقادات صورت حقیقی به خود نمیگیرد مگر با اخلاص نسبت به ذات احدیت . بنده ای می تواند اخلاص داشته باشد که برای خدا هیچ صفتی را قائل نباشد . بنده ای که خداوند سبحان را توصیف می کند ، در حقیقت او را در داشتن یک یا چند صفت به چیزی تشبیه می کند ، و تشبیه خالق به هر چیز به معنی یگانه ندانستن اوست . اگر فردی بگوید خدا در فلان جاست یا سؤال کند که خدا در کجاست ؛ به این معنی است که او برای خدا مکان قائل شده است و معنی دیگر آن این است که خدا در جای مورد نظر او هست و در جاهای دیگر نیست ! درحالی که خداوند همیشه بوده ، هست و خواهد بود و از چیزی به وجود نیامده و از نیستی هستی نیافته است . او همه جا و همراه همه چیز است ، اما نه به شکل پیوسته ؛ و همراه هیچ چیزی به شکل جدا از آن نیست . خداوند بدون این که نیاز به حرکت یا ابزار داشته باشد امور خلقت را اداره می کند .
خداوند همه چیز را می بیند و حتی قبل از آفرینش مخلوقات ، بر جمیع امور پس از خلقت ِ  آنها بینا و آگاه بوده است . او یکتاست و هرگز مونس و شریکی نداشته است تا به آن عادت داشته باشد یا از نداشتن آن بترسد . خداوند آفرینش را از هیچ شروع کرد و در این امر از بکار بردنِ اندیشه و تجربه و حرکت و کمک گرفتن بی نیاز بوده است . خداوند جهان را پدید آورد و زندگی را در آن مقرر داشت و شناخت خودش را توسط بندگانش اساس دین قرار داد . وقتی شناخت خدا توسط بنده ای به اوج برسد ، آن بنده به کمال می رسد و صاحب ایمان می شود . ایمان با یگانه دانستن خداوند یا توحید کامل می شود و توحید ؛ به معنی اعتقاد داشتن به وحدانیت خدا ؛ کامل نمی شود ، مگر با اخلاص .
خداوند با همه چیز هست ، ولی از همه چیز دور است . خداوند ، جهان را بدون هیچ گونه ابزار و کمک آفرید ؛ به انسان و سایر موجودات هستی بخشید ؛ باد و آب و آتش و خاک را آفرید و بین آنها تعادل به وجود آورد و به هر مخلوق سرشت و ذات خاص و جدایی ناپذیر از او عطا فرمود . در آفرینش آسمان ها و زمین ، خداوند پس از آفرینش جو های بی انتها ، آنها را شکافت و در اطراف آنها پستی و بلندی هایی را پدید آورد و بالای آن ها فضاهای خالی را آفرید . با طوفان ها به آب ها تلاطم داد و با گذر طوفان ، آرامش آب ها را مقرر فرمود . خداوند باد را نگهبان آب قرار داد و مهار آرامش و تلاطم آب را به دست باد سپرد .
خداوند آسمان ها و فضا های لایتناهی را آفرید و ستارگان را با فواصل بسیار دور از هم زیور آسمان قرار داد و خورشید را به عنوان منبع انرژی و هستی بخش مخلوقات زمین آفرید . خداوند فرشتگان را آفرید و هر دسته را فرمان داد تا وظایف خاصی را به انجام رسانند .
خداوندا ! آنان که تو را مونس دل خود کرده اند ، به راستی که هیچ همراه و مونسی بهتر از تو سراغ نخواهند کرد و آنان که بر تو توکل دارند ، پایه امیدشان محکم است . تو از درون آنها آگاهی داری و ضمیر آشفته آنها برتو آشکار تر از خودشان است . توکل دارانِ به تو هرچه دارند به تو می گویند و هرچه آرزو دارند ، از تو می طلبند . آنها فراز و نشیب زندگی را طی می کنند ؛ در افق ها و اطراف سیر می کنند و در فضای نَفسِ خود به پرواز در می آیند و در تمام این سیاحت ها ، فقط تو را می جویند .
خدایا ! آن ها که بر تو توکل دارند ، در بین بندگان تو بی کس و غریب اند و جهانیان از عشق آنها به تو و خودپرستان از سوز و گداز این عشق بیخبرند . اینان هر زمان که از تنهایی دلشان میگیرد ، تو را به یاد می آورند و با یاد تو دلشان آرام می گیرد و به امید وصال تو شاد می شوند . اینان گذران زندگی را همچون نابودی ظلمتِ شب و روز های دوری از تو می پندارند و هر لحظه که از عمرشان می گذزد ، زمانِ رسیدنِ به تو را کوتاه تر می بینند . این بندگان نیک سرشت ، خود را همچون قطره ای در اقیانوس بیکران تو محو می کنند و سر انجام با امید وصال تو ، در آغوش ابدیت فرو می روند .
 خدایا ! بندگان پاک و مخلص تو هرگاه از حوادث روزگار رنجور می شوند ، به تو پناه می برند و سختی زندگی را با عشق تو آسان می کنند ؛ چون آنها یقین دارند که فرمانروای جاودانه کرسی عالم ، فقط تو هستی .

توصیف آفرینش حضرت آدم

به فرمان خداوند ، مقداری خاک متعادل از لحاظ نرمی و سفتی و شیرینی و شوری جمع شد و آب به اندازه ای که رطوبتِ مناسب در آن خاک ایجاد کند ، بر آن افزوده شد و گِلی با چسبندگی مناسب به وجود آمد و از آن گِل پیکره ای متصل با اعضای جدا به وجود آمد و سپس خشک گردید و آن پیکره خشک شده را تا زمانی که توان پذیرش روح را پیدا کرد به حال خود گذاشت . پس از مدتی روح خود را در آن دمید و به آن شکل انسان داد و به انسان قوای ذهنی و فکری عطا فرمود تا انسان بتواند در طبیعت دخل و تصرف کند . خداوند راه شناخت را بر انسان گشود تا بتواند خوب و بد و حق و باطل را از هم تشخیص دهد . حس بویایی و  چشایی و بینایی را به انسان داد تا غذا های مطلوب را تشخیص دهد و اطراف خود را ببیند . وجود انسان را به صورت معجونی از انواع سرشت ها و رنگ های مختلف ؛ مثل گرمی ، سردی ، خشکی و رطوبت درآورد . سپس به فرشتگان فرمان داد تا آدم را سجده کنند . تمام فرشتگان به جز شیطان ، آدم را سجده کردند . شیطان به خاطر حسادت به آدم ، از فرمان خداوند سرپیچی کرد . شیطان گفت : « من از جنس آتشم و آدم از جنس خاک و چون آتش برتر از خاک است ، من آدم را سجده نمی کنم » . پس از این نافرمانی ، خداوند به شیطان گفت « تو از جمله کسانی هستی که تا زمان معین مهلت یافته اند » و به او فرصت داد تا نشان دهد که حقیقتا سزاوار عذاب الهی است .
سپس خداوند آدم را در جایگاهی امن در بهشت مسکن داد و خطر شیطان را به او هشدار داد . اما شیطان به سراغ آدم رفت و او را فریب داد و آدم به خاطر فریب خوردن از شیطان از بهشت رانده شد و در زمین جای گرفت و از عمل خود پشیمان شد . آنگاه خداوند توبه را پیش روی آدم گذاشت و به او وعده داد که با توبه کردن و پناه بردن به رحمت حق تعالی دوباره به بهشت وارد خواهد شد . به این ترتیب ، با رانده شدن آدم از بهشت ، او به رنج زندگی روی زمین که از خاک آن ساخته شده بود تبعید و به تحمل چرخه زاد و ولد مجبور شد . به زودی جمعیتی از آدمیان روی کره زمین پدیدار شدند که با گذشت زمان شمار آنها زیاد شد . شیطان در میان آدمیان به وسوسه پرداخت و آنها را از بندگی خدا برحذر داشت و شمار بسیاری از آنها را گمراه کرد . سپس خداوند از میان فرزندان آدم ، پیامبرانی را برگزید تا مردم را به سوی حق تعالی هدایت کند و از شر شیطان دور کند . پیامبرانِ الهی بدون سستی و سهل انگاری و با تحمل دشواری ها و مصایب فراوان ، بر تعهد خود با خداوند استوار ماندند . پیامبران پس از مبعوث شدن و تا پیاین عمر ، نعمات الهی را بر آدمیان بر می شمردند و آنها را از خطر منحرف شدن توسط شیطان هشدار می دادند و به سوی پروردگا هدایتشان می کردند . پیامبران از جانب پروردگار مأموریت داشتند که آیات و نشانه های الهی را بر نسل آدم روشن کنند و توان انسان را در درک حقایق زندگی و علم و معرفت بالا ببرند .
خداوند رسولان مکرم خود را یکی پس از دیگری از بین آدمیان و در میان آنها برانگیخت تا انسان ها را تشویق کنند که به تعهدات فطری خود عمل کنند و نعمات خداوند را به آنها یادآور شوند که انسان ها با استفاده از قدرت عقل خود ، نشانه های قدرت الهی را ببیند و آسمان و زمین و نعماتی که با آنها انسان زنده می ماند و زندگی می کند و فرصت هایی که از دست می رود و انسان را به سمت نیستی می برند و پیشامد ها و بلاهایی که آنها را پیر می سازد ، درک کنند .
 
خداوند در هیچ زمانی انسان را بدون پیامبر و کتاب راهبر و حجت موثر به خود رهانکرده است و هیچ گاه اندک بودن شمار پیامبران یا زیاد بودن مخالفان آنها ، رسولان الهی را در رسالت خود نا امید نکرد . گاه خداوند به رسولان خود نام پیامبر بعد یا قبل از خود را الهام نموده و آن ها نیز به مردم از پیامبر بعدی خبر می دادند . به این ترتیب سال ها و قرن ها گذشت و پدران جای خود را به پسران دادند تا سرانجام  خداوند کریم محمد ( ص ) را به عنوان خاتم پیامبران برگزید و او پیامبری بود که تمام پیامبران پیشین از مبعث او و مشخصات او مردم را آگاه کرده بودند .
 
محمد ( ص ) زمانی به پیامبری مبعوث شد که در آن روزگار ، مردم جهان به صورت ملت ها و طوایف متفرق ، نیات و امیال متفاوتی را دنبال می کردند . در آن هنگام ، عده ای برای خدا همتا قائل شده بودند ؛ عده ای در نسبت دادن نام ها و صفات گوناگون به خدا خلاف می کردند ؛ عده ای اسماء الهی را به چیز هایی غیر از خدا نسبت می دادند و عده ای به پرستش ماه و خورشید و آتش و اشیای ساخته خود ( بُت ها ) مشغول بودند و خداوند با فرستادن پیامبر خاتم ( ص ) ، چراغ هدایت را برای نوع بشر روشن ساخت تا در پرتو  آن بندگان از گمراهی در آیند .
 
هیچ یک از رسولان الهی امت خود را بدون رهنمود های مشخص و نشانه های محکم به خودشان رها نکردند . پیامبر اکرم ( ص ) نیز هرآنچه پیامبران گذشته به امت هایشان ارزانی داشتند ، در اختیار شما قرار داد و پس از عمری تلاش خستگی ناپذیر و کامل کردن حجت حق ، به امر خداوند روح از کالبدش جدا شد .
 
هیچ یک از رسولان الهی امت خود را بدون رهنمود های مشخص و نشانه های محکم به خودشان رها نکردند . پیامبر اکرم ( ص ) نیز هر آنچه پیامبران گذشته به امت هایشان ارزانی داشتند ، در اختیار شما قرار داد و به علاوه آخرین و کامل ترین کتاب آسمانی را در اختیار شما قرار داد و پس از عمری تلاش خستگی ناپذیر و کامل کردن حجت حق ، به امر خداوند روح از کالبدش جدا شد .
 
رسول خدا ( ص ) از جانب پروردگار جهانیان برای شما کتابی آورد که در آن گوارا و ناگوار ، حلال و حرام ، واجب و مستحب ، مباح و غیر مباح ، ناسخ و منسوخ ، خاص و عام ، مشروط و نامشروط ، سخن های استوار ، کنایه ها ، پند ها ، اندرزها ، مثل ها ، عبرت ها و همه چیز به طور کامل روشن شده و پرده از ابهام امور و مسائل دشوار برگرفته شده است .
 
در قرآن کریم به اموری اشاره شده است که دانستن آنها برای بندگان لازم است و نیز به اموری که اطلاع از آن ها برای بندگان لازم نیست . در قرآن به برخی امور به عنوان واجب اشاره شده است ، درحالی که همین امور در سنت نسخ شده اند . همچنین برخی امور در سنت جزء واجبات است ، درحالی که در قرآن از آنها به عنوان مباح یاد شده است . برخی تکالیف بندگان خدا تا زمانی مشخص واجب تلقی شده و از آن زمان به بعد انجام آنها واجب نیست . در قرآن گناهان به دو دسته کبیره ( بزرگ ) و صغیره ( کوچک ) تقسیم شده است که از این دو دسته ؛ گناهان کبیره شامل بخشش الهی نمی شود ، ولی امید بخشش گناهان صغیره وجود دارد . انجام برخی امور در حد اندک ف خوشایند پروردگار است و در حد زیاد به اختیار بندگان گذاشته شده است ( مثل انجام مستحبات )

توصیف حج
 
کعبه ، قبله مسلمانان است که خداوند زیارت آن را بر مسلمانان متمکن واجب فرموده تا همچون کبوتران بی پناه به آن روی آورند و در برابر عظمت کبریایی اش تواضع کنند و به بندگی خود در مقابل خدا گردن نهند . خداوند از میان بندگان خود کسانی را برمی گزیند که دعوت او را لبیک می گویند و اینان پای بر جای پای پیامبران می گذارند و همانند فرشتگان که عرش خدا را طواف می کنند ، به زیارت کعبه می شتابند  و از هم پیشی می گیرند تا به میعادگاه بخشش حق تعالی برسند . خداوند کعبه را قبله مسلمین و پناهگاه امن مسلمانان قرار داد و زیارت آن را به شرط تمکن واجب نمود . پس هرکس که توان به جای آوردن حج را دارد ، زیارت کعبه بر او واجب است و اگر حق این نعمت را به جای نیاورد ، البته خداوند جهانیان از هرگونه نیاز مبرا است .
 


   لینک به مطلب نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 10:46  توسط قاصدک 


خطبه اول قسمت یازدهم

توصیف حج
کعبه ، قبله مسلمانان است که خداوند زیارت آن را بر مسلمانان متمکن واجب فرموده تا همچون کبوتران بی پناه به آن روی آورند و در برابر عظمت کبریایی اش تواضع کنند و به بندگی خود در مقابل خدا گردن نهند . خداوند از میان بندگان خود کسانی را برمی گزیند که دعوت او را لبیک می گویند و اینان پای بر جای پای پیامبران می گذارند و همانند فرشتگان که عرش خدا را طواف می کنند ، به زیارت کعبه می شتابند  و از هم پیشی می گیرند تا به میعادگاه بخشش حق تعالی برسند .
 
 
توضیح : مطالبی که برای نوشته شدن در وبلاگ انتخاب می شه کل خطبه رو بیان نمی کنه . به امید خدا هر خطبه رو به طور کامل بعد از اینکه بخش بندی های هر خطبه تمام شد در یک پست جدا می گذارم . 
   لینک به مطلب نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 9:33  توسط قاصدک 


خطبه اول قسمت دهم

 

محمد ( ص ) زمانی به پیامبری مبعوث شد که در آن روزگار ، مردم جهان به صورت ملت ها و طوایف متفرق ، نیات و امیال متفاوتی را دنبال می کردند . در آن هنگام ، عده ای برای خدا همتا قائل شده بودند ؛ عده ای در نسبت دادن نام ها و صفات گوناگون به خدا خلاف می کردند ؛ عده ای اسماء الهی را به چیز هایی غیر از خدا نسبت می دادند و عده ای به پرستش ماه و خورشید و آتش و اشیای ساخته خود ( بُت ها ) مشغول بودند و خداوند با فرستادن پیامبر خاتم ( ص ) ، چراغ هدایت را برای نوع بشر روشن ساخت تا در پرتو  آن بندگان از گمراهی در آیند .

 


   لینک به مطلب نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 16:30  توسط قاصدک 


خطبه اول قسمت نهم

خداوند رسولان مکرم خود را یکی پس از دیگری از بین آدمیان و در میان آنها برانگیخت تا انسان ها را تشویق کنند که به تعهدات فطری خود عمل کنند و نعمات خداوند را به آنها یادآور شوند که انسان ها با استفاده از قدرت عقل خود ، نشانه های قدرت الهی را ببیند و آسمان و زمین و نعماتی که با آنها انسان زنده می ماند و زندگی می کند و فرصت هایی که از دست می رود و انسان را به سمت نیستی می برند و پیشامد ها و بلاهایی که آنها را پیر می سازد ، درک کنند .
 
خداوند در هیچ زمانی انسان را بدون پیامبر و کتاب راهبر و حجت موثر به خود رهانکرده است و هیچ گاه اندک بودن شمار پیامبران یا زیاد بودن مخالفان آنها ، رسولان الهی را در رسالت خود نا امید نکرد .
 
 

   لینک به مطلب نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 10:43  توسط قاصدک 


خطبه اول قسمت هشتم

 
سپس خداوند آدم را در جایگاهی امن در بهشت مسکن داد و خطر شیطان را به او هشدار داد . اما شیطان به سراغ آدم رفت و او را فریب داد و آدم به خاطر فریب خوردن از شیطان از بهشت رانده شد و در زمین جای گرفت و از عمل خود پشیمان شد . آنگاه خداوند توبه را پیش روی آدم گذاشت و به او وعده داد که با توبه کردن و پناه بردن به رحمت حق تعالی دوباره به بهشت وارد خواهد شد . به این ترتیب ، با رانده شدن آدم از بهشت ، او به رنج زندگی روی زمین که از خاک آن ساخته شده بود تبعید و به تحمل چرخه زاد و ولد مجبور شد .


سالروز شهادت بانوی دو عالم فاطمه زهرا ( س ) رو تسلیت می گم .
 


   لینک به مطلب نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 11:4  توسط قاصدک 


خطبه اول قسمت هفتم

 

حس بویایی و  چشایی و بینایی را به انسان داد تا غذا های مطلوب را تشخیص دهد و اطراف خود را ببیند . وجود انسان را به صورت معجونی از انواع سرشت ها و رنگ های مختلف ؛ مثل گرمی ، سردی ، خشکی و رطوبت درآورد . سپس به فرشتگان فرمان داد تا آدم را سجده کنند . تمام فرشتگان به جز شیطان ، آدم را سجده کردند . شیطان به خاطر حسادت به آدم ، از فرمان خداوند سرپیچی کرد . شیطان گفت : « من از جنس آتشم و آدم از جنس خاک و چون آتش برتر از خاک است ، من آدم را سجده نمی کنم » . پس از این نافرمانی ، خداوند به شیطان گفت « تو از جمله کسانی هستی که تا زمان معین مهلت یافته اند » و به او فرصت داد تا نشان دهد که حقیقتا سزاوار عذاب الهی است .
 
سالگرد ارتحال امام خمینی رو تسلیت می گم . روحش شاد .
 


   لینک به مطلب نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:16  توسط قاصدک 


خطبه اول قسمت ششم

 

توصیف آفرینش حضرت آدم ( 1 )
به فرمان خداوند ، مقداری خاک متعادل از لحاظ نرمی و سفتی و شیرینی و شوری جمع شد و آب به اندازه ای که رطوبتِ مناسب در آن خاک ایجاد کند ، بر آن افزوده شد و گِلی با چسبندگی مناسب به وجود آمد و از آن گِل پیکره ای متصل با اعضای جدا به وجود آمد و سپس خشک گردید و آن پیکره خشک شده را تا زمانی که توان پذیرش روح را پیدا کرد به حال خود گذاشت . پس از مدتی روح خود را در آن دمید و به آن شکل انسان داد و به انسان قوای ذهنی و فکری عطا فرمود تا انسان بتواند در طبیعت دخل و تصرف کند . خداوند راه شناخت را بر انسان گشود تا بتواند خوب و بد و حق و باطل را از هم تشخیص دهد .

 


   لینک به مطلب نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 11:56  توسط قاصدک 


خطبه اول قسمت پنجم

خدایا ! آن ها که بر تو توکل دارند ، در بین بندگان تو بی کس و غریب اند و جهانیان از عشق آنها به تو و خودپرستان از سوز و گداز این عشق بیخبرند . اینان هر زمان که از تنهایی دلشان میگیرد ، تو را به یاد می آورند و با یاد تو دلشان آرام می گیرد و به امید وصال تو شاد می شوند . اینان گذران زندگی را همچون نابودی ظلمتِ شب و روز های دوری از تو می پندارند و هر لحظه که از عمرشان می گذزد ، زمانِ رسیدنِ به تو را کوتاه تر می بینند . این بندگان نیک سرشت ، خود را همچون قطره ای در اقیانوس بیکران تو محو می کنند و سر انجام با امید وصال تو ، در آغوش ابدیت فرو می روند .
 
خدایا ! بندگان پاک و مخلص تو هرگاه از حوادث روزگار رنجور می شوند ، به تو پناه می برند و سختی زندگی را با عشق تو آسان می کنند ؛ چون آنها یقین دارند که فرمانروای جاودانه کرسی عالم ، فقط تو هستی .

 


   لینک به مطلب نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 9:47  توسط قاصدک 


خطبه اول قسمت چهارم

خداوندا ! آنان که تو را مونس دل خود کرده اند ، به راستی که هیچ همراه و مونسی بهتر از تو سراغ نخواهند کرد و آنان که بر تو توکل دارند ، پایه امیدشان محکم است . تو از درون آنها آگاهی داری و ضمیر آشفته آنها برتو آشکار تر از خودشان است . توکل دارانِ به تو هرچه دارند به تو می گویند و هرچه آرزو دارند ، از تو می طلبند . آنها فراز و نشیب زندگی را طی می کنند ؛ در افق ها و اطراف سیر می کنند و در فضای نَفسِ خود به پرواز در می آیند و در تمام این سیاحت ها ، فقط تو را می جویند .  
 

 آزادی خرمشهر گرامی باد


عکسی از مزار شهدای کرمانشاه

یک حقیقت تلخ بر بروی سنگ مزار


 


   لینک به مطلب نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:45  توسط قاصدک