پس از مرگ عثمان ، مردم همچون مو های یال کفتار فوج فوج به جانب من شتافتند ؛ به گونه ای که تهاجم مردم به خانه من و برای بیعت کردنِ با من ، باعث شد که به حسن و حسینِ من فشار آورند و لباس های من در ناحیه دو پهلویم پاره شود . مردم گله وار اطرافم حلقه زدند و با زور و التماس با من بیعت کردند . اما وقتی من خلیفه شدم ، گروهی از بیعت کنندگان ( ناکثین : طلحه و زبیر ) عهد خود را شکستند ؛ گروهی ( مارقین : خوارج ) نیز منحرف شدند و گروهی ( قاسطین : معاویه و پیروانش ) نیز منحرف شدند و گروهی ( قاسطین : معاویه و پیروانش ) به ظلم و ستم پرداختند و انگار در قرآن نخوانده بودند که « زندگانی جاویدا و بهشتِ برین را برای کسانی مقرر کرده ایم که در طول زندگی به دنبال برتری جویی و فساد نروند و همانا که نفع برندگان ، پرهیزگاران هستند . » آن ها آن آیه شریف را خوانده بودند و از زبان پیامبر ( ص ) نیز شنیده بودند ؛ اما جاذبه های دنیا داری و مقام پرستی کورشان کرده بود .
لینک به مطلب نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 13:19 توسط قاصدک