شما می دانید که من بکرات در روز ها و شب های بسیار و سر بسته و واضح به شما هشدار دادم که با این قوم بجنگید و به آنان حمله ور شوید ، پیش از آنکه مورد تهاجم واقع شوید . چون به خدا قسم که هیچ قومی در سرزمین خود نجنگید ، مگر آنکه دچار شکست شد و ذلت را پذیرا شد .
شما وظایف خودتان را تکلیف دیگران دانستید و با یکدیگر لجاجت کردید و از هم دور شدید تا این که دشمن از فرصت ها استفاده کرد و به غارت و چپاول اموالتان پرداخت و سرزمین هایتان را تسخیر کرد و اخیرا نیز عوف بن غامدی به شهر انبار تاخته و فرمانده پادگان آن شهر « حسان بن حسان بکری » و شماری از سربازانش را به قتل رسانده و آن شهر را غارت و ویران کرده است .
مطلع شدم که یکی از سربازان دشمن به خانه یک زن یهودی در آن شهر وارد شده و خلخال آن زن را به زور از او ستانده است ، درحالی که آن زن جز جیغ کشیدن و کمک خواستن کاری ساخته نبود و پس از این حمله دشمن با غنایم فراوان به وطن خود بازگشته است ، درحالی که هیچ یک مجروح نشدند و خونی از آن ها ریخته نشده است .
اگر یک مرد مسلمان با شنیدن این خبر در دَم جان بسپارد قابل سرزنش نیست .
لینک به مطلب
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 16:56 توسط قاصدک