تبليغاتX
صبر



                 صبر

                                                شاید نام اینجا را باید مصائب علی (ع ) گذاشت
خطبه بیست و هفتم قسمت آخر

ای ناجوانمردانی که در انجام وظایف از کودکان و زنان پرده نشین ناتونان تر هستید ؛ کاش با شما آشنا نشده بودم که آشنایی با شما باعث پشیمانی و افسوس و اندوه من شد . مرگ بر شما که دلم را خون کردید و سینه ام را آکنده از کینه . شما نابکاران جرعه جرعه اندوه در کام من ریختید ؛ دستوراتم را اطاعت نکردید و به این ترتیب تمام نقشه های مرا نقش بر آب کردید و کار ار به جایی رساندید که قریش گفتند پسر ابوطالب در میدان نبرد مردی شجاع است ولی تدبیر جنگ ندارد .

عاقبت پدرشان با خدا باشد ! آیا هیچ یک از آنها در مدیریت جنگ تجربه مرا داشته اند ؟ آیا بیشتر از من در جنگ بوده اند ؟ من در حالی که هنوز بیست سال نداشتم ، به میدان جنگ وارد شدم و اینک شصت ساله ام و در تمام مدت این چهل سال در جنگ بوده ام ! پس چگونه به خود اجازه می دهند که مرا در فاقد تجربه معرفی کنند . به هر حال درباره تجربه فرماندهی که سپاهیانش فرمان او را اطاعت نکنند ، هرچند که آن فرمانده پسر ابوطالب باشد ، بهتر از این ، گفته نخواهد شد .

پ . ن : رحلت پیامبر اکرم ( ص ) و شهادت امام حسن ( ع ) و امام رضا رو یشاپیش به همه تسلیت می گم .


   لینک به مطلب نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 10:5  توسط قاصدک