آن روز ها کجا بودید ؟
جام جم : گاهی وقتی از سرو کله زدن با اینترنت خسته می شوید ، شاید تصمیم بگیرید که حالا از روی لینک های سایت ها کمی هم به وبلاگ ها سری بزنید ، بلکه چیزی جذاب تر از خبرهای خشک و رسمی خبرگزاری ها پبدا کیند ، اما خیلی زود پشیمان می شوید و برمی گردید سراغ همان سایت ها و خبر های خشک و رسمی اش ! نمونه اش همین نامه ای که از وبلاگ دکتر شیری خواندم . « من عضو یکی از مجموعه های ورزشی نسبتا گران تهران هستم که برای استفاده از 10 جلسه آن بین 300 تا 550 هزار تومان هزینه می شود و هفته پیش یکی از دوستانم را هم دعوت کرده بودم که هزینه او از کارت اعتباری من کم می شد . لباس شنارا پوشیده بودم و داشتم به دوست جانبازم کمک می کردم که تا کنار استخر بیاید . وقتی به سمت طبقه دوم که استخر سرباز دارد حرکت کردیم یکی از مسولان استخر به طرفم امد و صدایم کرد :
- می خواستم درباره دوستتان چیزی بگویم . ایشان امشب را استثنائا می توانند در مجموعه باشند ولی برای بار بعد از پذیرفتن ایشان معذوریم !
نگاهی به دوست جانبازم کردم و پیش خودم فکر کردم ، چون پای راستش از زیر زانو قطع شده و هنگام شنا پای مصنوعی اش را باز می کند و باید با کمک یک نفر تا کنار استخر بیاید ، مسئولان استخر از شنای این دوستم واهمه دارند ؛ چراکه او شناگر قابلی است . گفت قربان تاجایی که ما خبر داریم برای این افراد استخر های ویژه ای وجود دارد که می توانند آنجا شنا کنند و در استخر های عمومی موجب وحشت اعضای مجموعه نشوند !
دنیا دور سرم چرخید . . . یک لحظه تمام صحنه های فیلم کمال تبریزی ( گاهی به آسمان نگاه کن ) ، خاطراتم از بچه های جنک ، قطع نخاعی های کوثر ، شیمیایی های زعفرانیه و . . . از برابر چشمانم گذشت . محمد کریمخانی جانبازی که پایش را از دست داده ، وکیل با سواد این مملکت و فارغ التحصیل دانشگاه علامه طباطبایی به خاطر پای خود موجب تکدر خاطر اعضای این مجموعه تفریحی ورزشی شده است و افراد مرفهی مث من که برای 10 جلسه استفاده از این مجموعه 6 طبقه ، بین 300 تا 550 هزار تومان شهریه می دهند . . . اف برما .
آن روز که همین جانبازان امروز و رزمندگان دیروز سایه وحشت را از این مرز و بوم دور می کردند این آقایان کجا بودند !
آقای علی آبادی ! من بار ها شما را در قسمت جایگاه ویژه این مجموعه دیده ام . وقتی که با محافظان خود تشریف می آورید و 40 بار طول استخر را شنا می کنید . شما مسئول هستید که جلوی این توهین آشکار را به قهرمان ملی بگیرید .
پ . ن : سلام . مدتی نبودم . هزار تا تصمیم برای این پستم داشتم ولی وقتی این مطلب رو توی روزنامه جام جم خوندم از همه ش منصرف شدم و اینو انتخاب کردم .
پ . ن 2 : نمی دونم شما چه احساسی دارین ولی من دارم می بینم که به این آدما ( بندگان خدایی که روزی همه چیزشونو برای ما فدا کردن ) به چشم کسایی نگاه می شه که از فرصت ها سوء استفاده می کنن . آدمای ریاکاری هستن . اصلا همینا حق ما رو خوردن . تا جایی که خیلی ها اصلا جرأت نمی کنن بگن که روزی رزمنده بودن یا جانباز یا خانواده شهید . شاید به خاطر اینه که معدود افرادی مثل اون حاجیه توی اخراجی های 1 ( محمد رضا شریفی نیا جاش بازی می کرد ) هستن و ما هم همه رو به اون چشم نگاه می کنیم . این مسائلی هم که توی این پست نوشتم که دیگه جای خود دارد .
واقعا چرا ؟ ما داریم به کجا می ریم ؟
لینک به مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 10:1 توسط قاصدک