تبليغاتX
صبر



                 صبر

                                                شاید نام اینجا را باید مصائب علی (ع ) گذاشت
خطبه سی و چهارم قسمت دوم

دشمن دایم در حال نقشه کشیدن برای شماست ، درحالی که شما هیچ حرکتی نمی کنید و آماده نبرد نمی شوید ! در هر حمله ای که دشمن به شما می کند ، بخشی از سرزمین های شما را می گیرد و شما خشمگین نمی شوید . دشمن شیوه زندگی و تحریکات شما را زیر نظر دارد ، درحالی که شما درحال بی خبری هستید . خدا گواه است ، هر ملتی که وحدت و یکپارچگی خود را از دست بدهد ، خوار می شود . شما به پسر ابوطالب وفادار نمی مانید . به خدا قسم که در آن هنگام ، همچون جدا شدن سر از تن ، شما از من جدا می شوبد. کسی که در مقابل دشمن سُستی کند ، گوشتش دریده ، استخوانش خُرد و پوستش کنده می شود و او فردی است بیچاره و بزدل . آری ممکن است شما بتوانید چنین ننگ ابدی را تحمل کنید و خود را در دیار خواری و نکبت گرفتار کنید ، اما من همچون شما نیستم . من با شمشیرم در مقابل دشمن می ایستم و با ضربه های کارساز سر و دست و پایش را جدا می کنم و آنگاه امور او را به خدا می سپارم .

پ . ن : به نظرم همه ش باید پر رنگ می شد هر جمله ش ارزش چند بار خوندن و فکر کردن رو داره  

 


   لینک به مطلب نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 22:15  توسط قاصدک 


خطبه سی و چهارم قسمت اول

تحریک مردم به جنگ علیه معاویه
نفرین بر شما باد ! از بس شما را سرزنش کرده ام ، خسته شده ام . آیا برای شما شیرینی زندگی در این دنیا از زندگی جاودانه در بهشت جذاب تر است ؟ شما با سُستی در پیکار با دشمنان خدا ، ذلت را پذیرا شده اید و عزت و عظمت را رها کرده اید . وقتی شما را به جهاد فرا می خوانم ، انگار گرداب مرگ را می بینید که می خواهد شما را به کام خود بکشد و چنان ترس بر شما چیره می شود که حرف هایم به شما اثر نمی کند ؛ حواس شما پرت می شود و شبیه جن زده ها می شوید . شما با علم و خرد بیگانه اید . من دیگر نه به شما اعتماد دارم نه به حمایت شما دل بسته ام . شما همچون شترانی هستید که ساربان ندارند و عنان از کف داده و پراکنده شده اند . خدا را گواه می گیرم که جنگاوران خوبی نیستید و عزت جنگ با دشمن را درک نکرده اید .


   لینک به مطلب نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 18:52  توسط قاصدک 


کرمانشاه نامه : آش عباسعلی

سلام
این بار از یه آش مخصوص کرمانشاه به اسم آش عباسعلی مطلب نوشتم حکایتش جالبه

گفتم تا مناسبتش نرفته از این آش مخصوص شهر کرمانشاه براتون بنویسم . نگید قاصدک چقدر شکموه !

قدمت این آش بر می گرده به دوره رضا شاه وقتی که سیاست های ضد مذهبش رو توی جامعه به کار گرفت و خواست دین رو و مسجد رو از رونق بندازه . توی شهر کرمانشاه آقایی بود به اسم عباسعلی که وقتی دید مسجد توی ماه رمضان به خاطر این سیاسیت ها داره از رونق میفته برای اینکه مردم رو به مسجد بکشونه یه آش درست کرد و موقع افطار توی مسجد مجانی پخش می کرد و به این طریق مردم رو به مسجد میاورد و جلسات دینی رو گرم نگه می داشت . این آش به اسم ایشون مشهور شده .
اگر توی ماه رمضان به کرمانشاه آمدید خیلی از مغازه ها رو خواهید دید که همراه حلیم این آش رو هم عرضه می کنن . ( البته شانس بیارین که کسی با دست پخت خوب گیرتون بیفته چون نمی دونم چرا معمولا  سازنده های این آش به آششون زردچوبه و نمک زیادی می زنن )
در کل آش خیلی خوش مزه ای هست . حالا نمی دونم که این آش به شهر های دیگه هم سرایت کرده یا نه ولی یکی از آش های اصیل کرمانشاهی هست .
این آش از گندم کوبیده ، عدس ، لوبیا ، نخود ، گوشت و زردچوبه فلفل و نمک تشکیل شده ( البته با پیازداغ )
قیمت هر کیلو از این آش بسته به کیفیت آش و انصاف فروشنده از 1700 تومن تا 2500 تومن متغیره ( چون آش فروشی هست که بیا حداقل قیمت بهترین کیفیت رو عرضه می کنه . )
شاید یکی از خصوصیات مردم کرمانشاه رو توی این مطلب کشف کرده باشین . کرمانشاهی جماعت به خوراکی خیلی اهمیت می ده . برای همین بعد از مغازه های لباش زنانه فروشی اغذیه فروشی و مشتقاتش بیشترین تعداد رو داره . این نشون می ده جناب آقای عباسعلی آدم خیلی باهوشی بوده

خب اینم از عکس آش ببخشید کمه



   لینک به مطلب نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 18:51  توسط قاصدک 


کرمانشاه نامه : مسجد آشیخ هادی

با سلام
قراره از این به بعد بخشی به وبلاگم اضافه کنم به اسم کرماشاه نامه که در پست های جداگانه می تونید بخونیدش

اولین جایی که براتون معرفی می کنم مسجد آشیخ هادی هست . مسجدی که درست وسط یک میدانه . میدان جلیلی . اسم کامل مسجد مسجد آیت الله آقا شیخ هادی جلیلی . از مساجد خیلی قدیمی شهر هست که الآن این مسجد توسط پسر آقا شیخ هادی اداره می شه که ایشون هم خیلی خیلی پیر هستن .
از مساجد فعاش شهره و شب ها به خاطر نور پردازیش نمای خیلی قشنگی داره که من متاسفانه نتونستم عکس جالبی از نمای این مسجد در شب بگیرم . این مسجد در یکی از محله های قدیمی شهر واقع شده و اگه بخواید گردشی توی کوچه پس کوچه های این شهر بکنین با کوچه های باریک و درهای کوتاه و چوبی خانه ها مواجه می شید گرچه که دیگه اکثر خونه ها در چوبی شونو با در فلزی عوض کردن ( توی این محله ها می شه کرمانشاهی های اصیل رو پیدا کرد و اگه با افرادی از این محله ها هم صحبت شدید از لهجه زیبای اصیل کرمانشاه لذت ببرید  )
توی یکی از این کوچه های اطراف مسجد یک کتاب خانه مجهز هم که مال همین آشیخ های هست رو می تونید پیدا کنید که افراد محل عضوش هستن .
مسجد آشیخ هادی نمای اول
مسجد آشیخ هادی نمای دوم



   لینک به مطلب نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 18:49  توسط قاصدک