پ . ن : پیشاپیش ایم محرم رو تسلیت می گم .
لینک به مطلب نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 10:31 توسط قاصدک
|
خدایا ! اطرافیانم از من خسته اند و من نیز ( با سختگیری هایم ) آن ها را به ستوه آورده ام و آن ها از ناتوانی در اطاعتم مرا رنجانده اند . پس خدایا ! بهتر از آنها را به من بسپار و بدتر از من را نصیب آن ها کُن . خدایا ! دل های آن ها را همچون نمکی که در آب حل می شود ، نرم کُن تا لجاجت و ستیز با هم را کنار بگذارند و راه راست را تشخیص دهند . ای کاش به جای شما ، فقط هزار سوار از بنو فراس بن غنم ، مرا همراهی می کرد ! چرا که آن ها به وقتی که فراخوانده می شوند ، همچون ابر های بی باران تابستانه با سرعت و تاخت به سوی حاکم خود می آیند .
پ . ن : پیشاپیش ایم محرم رو تسلیت می گم .
لینک به مطلب نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 10:31 توسط قاصدک
نافرمانی و بی کفایتی شماری از فرماندهان و سپاهیان
امام پس از شنیدن گزارش شکست دوتن از فرماندهانش در یمن ، از سهل انگاری و بی کفایتی آن ها برآشفت و این خطبه را ایراد فرمود : آیا از قلمرو حکومت من ، غیر از کوفه که امور آن در دست خود من است ، جایی باقی مانده است ؟ و ای کوفه ؛ اگر جز تو که گرد باد های آشوب در تو نیز نمایان شده است ، برای من جایی نمانده باشد ، خداوند تو را ویران و نامیمون کند . سپس حضرت شعر زیر را قرائت فرمود : ای عمرو؛ به جان پدر گرامیت ، از ظرف غذای خلافت ، جز اندکی چربی بهره من نشده است . خبر یافتم که بسربن ابی ارطاه ، یمن را تسخیر کرده و آن دیار را چپاول کرده است . به خدا سوگند ! روزی را می بینم که آن قوم باطل برشما غالب شوند و حکومت را از شما بگیرند ؛ چرا که آن ها در عین باطل بودن متحدند و شما در حالی که جزء سپاهیان حق هستید ، اتحاد ندارید . شما از خلیفه برحق خود اطاعت نمی کنید ، درحالی که آن ها مطیع رهبران باطل خود هستند . آن ها امانت دارند ، درحالی که شما در امانتی که پذیرفته اید ، خیانت کرده اید . آن ها در سرزمین های خود به اصلاحات مشغولند و شما در سیطره حکومت حق مشغول فسادید . من اگر یک آفتابه چوبی کم ارزش به شما امانت دهمد ، بیم دارم که در هنگام پس دادن امانت آن را بدون دسته تحویلم دهید . پ . ن : این خطبه رو که می خوندم قلبم به درد آمد . انگار که امام همین امروز رو توصیف کردن .
لینک به مطلب نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 17:19 توسط قاصدک |